بازم مرواريد ...
ديروز وقتي از سر كار اومدم مثل هميشه خودتو انداختي تو بغلم كلي باهم سرسري كرديم
، واي خيلي دوست دارم لحظه اي رو كه از ته دلت مي خندي و غش مي كني از خنده ،
داشتي از سرو كوله ماماني بالا مي رفتي و تازه از اين كه موهاي منو مي كشيديو من دردم ميومد خوشحال مي شديو اين كارو تكرار مي كردي
، كه گرفتمتو كلي بوست كردم
تو اين ميون چشمم افتاد به دندون جديدي كه داشت لثه هاي نازتو كنار مي زد تا اونم بياد پيش بقيه دندونات ،
با اين يكي دندونات شدن 14 .
يعني تا تكميل دندوناي شيريت 6 تا ديگه بيشتر نمونده ، بببببببببببببببببببووووووووووووووووسسسسسسسسسسسسس
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بازم مرواريد ... 
