مه نيامه نيا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

مه نیا ، زيبا ترین فرشته آسمانی

سورپرايز دخملي ما

ديروز 30شهريور حول و حوش ساعت 8 شب من و بابايي رو سورپرايز كردي ، طبق معمول از جات بلند شدي ولي اين بار 3تا قدم كوچولو برداشتي و بعد افتادي ، الهي مامان فداي اون قدماي لرزونت بشه ، با غرور نگاهي به منو بابا كرديو بازم كارتو تكرار كردي و جالب اينكه خودتم ذوق مي كرديو واسه خودت دست مي زدي . با اين كارت اشك شوق رو چشماي منو بابا نشوندي ، مامان فداي پاهاي كوچولوت بشه ، روي مامان و بابارو سفيد كردي چون داري زودتر از بچگي ما راه مي يوفتي ، فداي پاهاي كوچولوت بشم مامان ، كه سعي و تلاشت قابل تحسينه ، از خداي بزرگ مي خوام كه پله هاي موفقيتو يكي يكي طي كني . تو زيبا ترين مخلوق و هديه خداي مهربون هستي عزيزيم. ...
2 مهر 1391

اول مهر و بازگشايي مدرسه

    ماماني امروز اول مهر بود  و من صبح زود رفتم سر كار و شمارو گذاشتم پيش ماماني  ،‌ نمي دوني چقدر سخت بود ، انگار يه قسمت از وجودمو جا گذاشتم ، مامان بايد اعتراف كنم خيلي بهت وابسته شدم و دوريت خيلي برام سخت شده . دوست دارم با تمامي وجودم . و از طي دلم مي بوسمت .       مهر آمد و دوباره گلستان سبز عشق     با عطر ياد و خاطره هايش چه ديدنيست     آهنگ پاك زمزمه غنچه هاي ناز     از لابه لاي وسعت سبزش شنيدنيست       مهر آمد و تبسمي از جنس نوبهار &nb...
1 مهر 1391

دخترم روزت مبارك

    میشــــه اسـم پاکتو رو دل خـــــدا نوشت میشه با تو پر کشید تــــوی راه سرنوشت   میشـــه با عطـر تنت تا خــــود خـدا رسید میشــه چشــم نازتو رو تن گلهــــا کـشید تقدیم به بهترین دختر دنیا و امید حیات من   با آرزوی بهترین و برترین ها برای فرشته زندگیم . . .                                          &...
28 شهريور 1391

كوتاهي مو

اينم چند تا عكس بعد از اينكه موهاتو خيلي ناشيانه کوتاه كردم                                      ...
26 شهريور 1391

تب دلتنگي

  سه شنبه گذشته براي اولين بار به مدت طولاني تنهات گذاشتم ، چون مامان نازي تو بيمارستان بستري بود و پاهاشو عمل كرد  و بايد يه نفر پيشش مي موند چون نمي تونست خوب راه بره بايد از ماماني تشكر كنم چون اين مدت پيشش بوديو ازت مراقبت مي كرد ، خدا رو شكر با كمك خاله ونوسم و عمه زندايي شبنم ، تونستم بيشتر پيشت باشم چون جامونو عوض مي كرديم ،تازه فهميدم چقدر بهت وابسته شدم چون   نديدنت حتي براي چند ساعت خيلي برام سخته ، باور مي كني يا نه با اينكه مي دونستم جات خوبه و باباييم پيشته ،چند بار بغض گلومو فشار داد اما جلوي خودمو گرفتم ، چهارشنبه شب كه از بيمارستان اومدم خونه تنت كمي داغ بود و خيلي بي تابي ميكردي ،...
25 شهريور 1391

تقديم به دخترم

بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک تو این روز طلایی  15 شهريور   اومدی به دنیا و جود پاکت اومد تو جمع خ...
20 شهريور 1391